خانه

خانه

خواب بودم , خواب خواب , توى خانه ام , توى هال خانه ام , خانه اى که به شکل غار حرا , به شکل یک قزل قلعه , سلول زندان , به شکل حصار ناى مسعود سعد سلمان , به شکل دره یمگان ناصرخسرو , به شکل پناهگاه تنهاى ملاصدرا در خلوت کوهستان هاى بى کس قم درآورده بودم.

درش به روى هر آفریده اى بسته بود.

براى هرکسى نبودم , اصلا نبودم , هیچ استثنا نداشت ‌, خویشاوندان نزدیکم , دوستانم , پستچى , روزنامه چى , همه , هرکس , براى هیچکس نبودم.

( کویر , دکتر على شریعتى . قسمت ششم )

 

Friday, September 21, 2012

02:04:30

/ 3 نظر / 3 بازدید
نرگس دهنادی

سلام بهاره جان وبت قشنگ بود از مطالبش لذت بردم به ما هم سر بزن بروزم[لبخند]

... لهراسبی

سلام بهاره جان مطالب جالبی رو از کتاب کویر دکتر شریعتی انتخاب کردی.[پلک] سعی کردم تمامش رو بخونم[چشمک] برات روزهای همراه با موفقیت و خوشی و سر بلندی رو آرزو می کنم[ماچ]

محک

سلام خوبید همکار محترم ، کم پیدا هستید البته من هم مدتی نبودم ولی دورادور به وبلاگتون سر میزدم و میدیدم نوشته هاتون رو ... راستی شما مردادی هستید ؟ از مطلب قبلیتون میگم برای اینکه همیشه مردادی ها عالی هستند ... به امید دیدار