عشق خبرنگاری

خبرنگاری , دلهره ای که با عشق آرام می گیرد
نویسنده : بهاره کنجکاوفرد - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩
 

خبرنگاری , دلهره ای که با عشق آرام می گیرد

حرف قشنگیه حرف بالا !

خبرنگاری یه عشقه یعنی اگه راستشو بخوای اگه به خبرنگاری به شکلی غیر از یه عشق زیبا نگاه کنی اونوقته که اصلا نمیتونی تحملش کنی.

من این حرفه رو خیلی دوست داشتم که انتخابش کردم ولی بعضی وقتا که سختی هاش روی دوشم سنگینی می کنه به انتخابم شک می کنم.

شاید تو حرفه خبرنگاری هیچ چیز به شیرینی نفس کشیدن توی تحریریه اخبار نباشه , شاید یکسری جذابیت های این حرفه رو نشه تو هیچ شغلی پیدا کرد , شاید فرصت شنیدن خبرهای داغ و سری تو هیچ محل کار دیگه ای پیدا نشه , شاید هیچ معشوقی انقدر اضطراب و التهاب و خستگی رو به عاشقش هدیه نده و هزاران شاید دیگه ولی در عوض ... ولی در عوض شاید اعصاب هیچ کارمندی به اندازه یه خبرنگار خط خطی نباشه , شاید آرامش خیلی از شغل های دیگه به خبرهای داغ تحریریه بیارزه! شاید با خیلی از شاغل های دیگه با احترام بیشتری برخورد بشه , شاید امکانات و دستمزد خیلی از شغل های دیگه نسبت به خبرنگاری بیشتر باشه که قطعا هم همینطوره! شاید تو هیچ حرفه دیگه ای دلت روزی هزار بار نلرزه و همراه با لرزیدن نشکنه , شاید خیلی از شاغل های دیگه بیشتر از خبرنگارا صاحب وقت و برنالمه ریزی برای زندگی هاشون باشن , شاید خیلی از شاغل های دیگه خواب راحتی داشته باشن , شاید خیلی از شاغل های دیگه مجبور نباشن برای یک خبر دنبال هزار نفر بدوان و بعد از هزار کلمه حرف زدن طرف رو راضی به مصاحبه کنن , شاید خیلی از شاغل های دیگه از مزایایی مثل بیمه و مسکن و خیلی چیزای دیگه برخوردار باشن , شاید رفتارها حرف ها و نگاه ها در خیلی از محیط های کاری دیگه با قصد و غرض کمتری صورت بگیره , شاید میزان زیراب زنی برای همکارا تو خیلی از محیط های کاری دیگه کمتر از این حرفه باشه , ... شاید تو خیلی از مشاغل دیگه وقتی روز اون شغل خاص فرا می رسه برای تقدیر از فعالان اون شغل و سازمان مراسم بگیرن و با اهدای هدیه از زحماتشون تشکر کنن اما تو خبرنگاری............... اما تو خبرنگاری هیچ کدوم از اینایی که گفتم نیست حتی یه تبریک خشک و خالی برای روز خبرنگار.

دلم خیلی پر بود... همین.

Wednesday, August 10, 2011

02:16:09


 
comment نظرات ()